Shows / جاکتابی

جاکتابی
من فرزانه عالمی هستم و بنا به درخواست خیلی از عزیزان کانالی جدا از کانال بوکست، مخصوص داستان های تاریخی ساختم در این پادکست می توانید به هزاران داستان های تاریخی و سفرنامه ها گوش دهید و لذت ببرید ⭕️*توجه* دکمه نارنجی مشترک شدن را کلیک کنید تا از انتشار هر اپیزود جدید آگاه شوید 🔔 برای حمایت و بهتر شدن پادکست میتونید دکمه قلب ❤️ رو فشار بدید و برای ارسال به کسی که فکر میکنید ممکنه خوشش بیاد دکمه اشتراک گذاری 🔱 رو فشار بدید میتونید منو در اینستاگرام با این آیدی دو دنبال کنید @farzanehalemi ممنون…
Episodes
جاکتابیشب های 91 تا 95 - ادامه ی حکایت ملک نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان
در این شبها نیز شهرزاد قصه ادامه ی حکایت شرکان و ضوءالمکان را بازگو می کند و بشنوید از مکر و حیله ای که ذات الدواهی انجام میده تا انتقام خونخواهی از این دو…
جاکتابیشب های 85 تا 90 - ادامه ی حکایت ملک نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان
تا اونجایی شنیدیم که عجوز یا همون ذات الدواهی از ملک نعمان خواست که روزه بگیرد و بعد با کاسه ای مهر شده افطار کند و ملک نعمان چنین کرد در این شبها می شنوید که…
جاکتابیشب های 79 تا 84 - ادامه ی حکایت ملک نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان
در طول این شش شب، هر یک از کنیزکان پیش ملک نعمان آمدند و از دانسته ها و اطلاعات خود، اطرافیان رو مستفیذ کردند و بعد از آن شهرزاد قصه گو بیان می کند که ملک…
جاکتابیشب های 73 تا 78 - ادامه ی حکایت ملک نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان
در تمام این شب ها، شهرزاد قصه گو در ادامه تعریف می کند که آیا خادم ضوءالمکان را بالاخره پیدا می کند یا نه و همچنین از اتفاقی که برای ملک نعمان افتاده صحبت می…
جاکتابیشب های 67 تا 72 - ادامه ی حکایت ملک نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان
در تمام این شب ها، شهرزاد قصه گو از اتفاقاتی که بین ملک شرکان و نزهت الزمان میفته صحبت میکنه و همچنین از احوالات ضوءالمکان ما را مطلع می کند دوستان خوبم یادتون…
جاکتابیشب های 61 تا 66 - ادامه ی حکایت ملک نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان
در تمام این شب ها، نزهت الزمان در مقابل ملک شرکان من باب سیاست و ادب سخنان نغز می گوید و علم خود را بیش از پیش به حاضران نشان می دهد دوستان خوبم یادتون نره…
جاکتابیشب های 57 تا 60 - ادامه ی حکایت ملک نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان
در چهار شب پنجاه هفت، پنجاه و هشت، پنجاه و نه و شصت، شهرزاد قصه گو از ادامه ی داستان بازرگان و نزهت الزمان می گوید که آیا بالاخره مرد بدوی حاضر می شود او را به…
جاکتابیشب های 55 و 56 - ادامه ی حکایت ملک نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان
در دو شب پنجاه پنج و پنجاه و ششم، شهرزاد قصه گو تعریف می کنه که ضوء المکان به همراه تونتاب و زنش راهی دمشق می شوند، اما در دمشق اتفاقاتی ناراحت کننده که…
جاکتابیشب های 53 و 54 - ادامه ی حکایت ملک نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان
در دو شب پنجاه سه و پنجاه و چهارم، شهرزاد قصه گو تعریف می کنه که وقتی ضوء المکان بیهوش میفته و تونتاب پیداش میکنه چه اتفاقاتی بینشون پیش میاد و آیا ضوءالمکان…
جاکتابیشب های 51 و 52 - ادامه ی حکایت ملک نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان
در دو شب پنجاه یک و پنجاه و دوم، تا آنجا شنیدیم که شرکان به همراه ملکه ابریزه و کنیزکان راهی بغداد شدند، اما در بین راه وزیر دندان را ملاقات کردند و بعد از آن…
جاکتابیشب های 49 و 50 - ادامه ی حکایت ملک نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان
در دو شب چهل و نهم و پنجاهم، در ادامه ی حکایت شرکان، شهرزاد قصه گو بیان می کند که شرکان چگونه از راز ملکه ابریزه آگاه می شود و در جنگ با نصرانیان آیا پیروز می…
جاکتابیشب های 47 و 48 - باقی حکایت ملک نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان
در دو شب چهل و هفت و چهل و هشت، شهرزاد قصه گو باقی حکایت شرکان بن نعمان را برای ملک تعریف کرد و گفت که بعد از اینکه اسب شرکان او را به برکه ای رساند و کشتی…
جاکتابیشب های (44-45-46) - حکایت ملک نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان
در شب های چهل و چهار تا چهل و ششم، شهرزاد قصه گو حکایت ملک نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان را تعریف می کند که البته فعلا تا شب چهل و ششم به شرح احوال شرکان…
جاکتابیشب های 42 و 43 - ادامه ی حکایت ایوب و فرزندان
در دو شب چهل و دوم و چهل و سوم، شهرزاد همچنان ادامه ی حکایت غانم بن ایوب را می گوید و اینکه وقتی پادشاه قوه القلوب را پیدا کرد با او چه کرد دوستان خوبم یادتون…
جاکتابیشب های 40 و 41 - ادامه ی حکایت ایوب و فرزندان
در دو شب چهلم و چهل و یکم، شهرزاد ادامه ی حکایت غانم را می گوید و مشخص می شود که وقتی دختر را در صندوق می بیند چه می کند و چه بر او می گذرد دوستان خوبم یادتون…
جاکتابیشب های 38 و 39 - حکایت دو غلام به نام های صواب و کافور
در شب سی و هشتم دو غلام از سه غلامی که صندوقی وارد مقبره کرده بودند یعنی صواب و کافور حکایت خویش بیان کردند و در شب سی و نهم غانم بن ایوب هنگام صبح در صندوقچه…
جاکتابیشب های 36 و 37 - حکایت ایوب و فرزندان
درشب سی و ششم، شهرزاد قصه گو حکایت دو وزیر رو به پایان می رساند و در شب سی و هفتم حکایت جالب و شنیدنی ایوب و فرزندان رو بیان می کند دوستان خوبم یادتون نره…
جاکتابیشب های 34 و 35 - ادامه ی حکایت دو وزیر
در هر دو شب سی و چهار و سی و پنج ادامه ی حکایت دو وزیر رو میشنوید تا اونجا شنیدید که علی نورالدین به همراه انیس الجلیس به بغداد فرار کردند، حالا بشنوید باقی…
جاکتابیشب سی و سوم - حکایت دو وزیر
در شب سی و سوم شهرزاد قصه گو از حکایت دو وزیر می گوید و اتفاقاتی که بر پسر یکی از این دو وزیر می گذرد دوستان خوبم یادتون نره نظراتتون رو برام بنویسید ضمنا صفحه…
جاکتابیشب سی و دوم - حکایت لب بریده
در شب سی و دوم دلاک ادامه ی حکایت برادر بی گوشش را تعریف می کند و بعد از آن حکایت ششمین برادرش که لب بریده بود بیان می کند و در پایان شب سی و دوم متوجه می شید…
جاکتابیشب های 30 و 31 - حکایت برادران دیگر دلاک - بقبق و کور و اعور و بی گوش
درادامه شب سی ام دلاک حکایت برادر دومش بقبق را تعریف می کند و در شب سی و یکم حکایت برادران سوم و چهارم و پنجم یعنی کور و اعور و بی گوش را بیان می کند امیدوارم…
جاکتابیشب های 29 و 30 - ادامه ی حکایت عاشق و دلاک- حکایت اعرج
در شب بیست و نهم ادامه ی حکایت عاشق و دلاک رو می شنوید و در شب سی ام دلاک توضیح میده که شش برادر دارد و شروع می کنه به تعریف کردن حکایت برادرانش که در این شب…
جاکتابیشب های 27 و 28 - حکایت طبیب یهودی و عاشق و دلاک
در ادامه ی حکایات شب بیست و هفتم نوبت به طبیب یهودی می رسد که حکایت خود گفته و جانش را نجات دهد همینطور در شب بیست و هشتم نوبت به خیاط می رسد که حکایت بیان کند…
جاکتابیشب های 26 و 27 - حکایت بازرگان و زرباجه
در شب قبل شنیدیم که نصرانی از حکایت جوانی گفت که با دست چپ قدح گرفت و علت آن را توضیح داد در شب بیست و ششم مابقی حکایت نصرانی را می شنوید در شب بیست و هفتم…
جاکتابیشب بیست و پنجم - حکایت نصرانی
در شب بیست و پنجم شهرزاد قصه گو مابقی حکایت خیاط و احدب و مباشر و یهودی و نصرانی را تعریف کرده و در ادامه نصرانی حکایت دیگری را برای پادشاه حدیث می کند که خود…
جاکتابیشب بیست و چهارم - حکایت خیاط، احدب، یهودی، مباشر و نصرانی
در شب بیست و چهارم شهرزاد قصه گو مابقی حکایت نورالدین و شمس الدین را بیان می کند و در ادامه حکایت شیرین خیاط و احدب و یهودی و مباشر و نصرانی را تعریف می کند که…
جاکتابیشب های بیست و دوم و بیست و سوم - ادامه حکایت نورالدین و شمس الدین
داستانی به نقل از پادشاهی، با عنوان شهریار (پادشاه) و روایتگر آن شهرزاد (دختر وزیر) است. اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد و داستانهای آن را از ریشهٔ…
جاکتابیشب بیست و یکم - ادامه حکایت نورالدین و شمس الدین
داستانی به نقل از پادشاهی، با عنوان شهریار (پادشاه) و روایتگر آن شهرزاد (دختر وزیر) است. اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد و داستانهای آن را از ریشهٔ…
جاکتابیشب بیستم - ادامه حکایت نورالدین و شمس الدین
داستانی به نقل از پادشاهی، با عنوان شهریار (پادشاه) و روایتگر آن شهرزاد (دختر وزیر) است. اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد و داستانهای آن را از ریشهٔ…
جاکتابیشب های هجدهم و نوزدهم - حکایت غلام دروغگو
در شب هجدهم شهرزاد حکایت غلام دروغگو را تعریف می کند و در شب نوزدهم از حکایت شمس الدین و نورالدین حدیث می گوید
جاکتابیشب های شانزدهم و هفدهم - حکایت بانو و دو سگش
در شب شانزدهم شهرزاد حکایت بانو و دو سگش رو تعریف میکنه و در شب هفدهم حکایت دختر تازیانه خورده
جاکتابیشب های چهاردهم و پانزدهم - ادامه حکایت سه گدا
داستانی به نقل از پادشاهی، با عنوان شهریار (پادشاه) و روایتگر آن شهرزاد (دختر وزیر) است. اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد و داستانهای آن را از ریشهٔ…
جاکتابیشب های دوازدهم و سیزدهم - ادامه حکایت سه گدا
داستانی به نقل از پادشاهی، با عنوان شهریار (پادشاه) و روایتگر آن شهرزاد (دختر وزیر) است. اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد و داستانهای آن را از ریشهٔ…
جاکتابیشب های دهم و یازدهم - حکایت سه گدا
داستانی به نقل از پادشاهی، با عنوان شهریار (پادشاه) و روایتگر آن شهرزاد (دختر وزیر) است. اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد و داستانهای آن را از ریشهٔ…
جاکتابیشب های هشتم و نهم - حکایت حمال با دختران
داستانی به نقل از پادشاهی، با عنوان شهریار (پادشاه) و روایتگر آن شهرزاد (دختر وزیر) است. اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد و داستانهای آن را از ریشهٔ…
جاکتابیشب های ششم و هفتم - حکایت صیاد
داستانی به نقل از پادشاهی، با عنوان شهریار (پادشاه) و روایتگر آن شهرزاد (دختر وزیر) است. اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد و داستانهای آن را از ریشهٔ…
جاکتابیشب های چهارم و پنجم
شب چهارم از حکایت ملک یونان و حکیم رویان گفته شده و در شب پنجم حکایات ملک سندباد و حکایت وزیر و پسر پادشاه تعریف می شود
جاکتابیشب های دوم و سوم
در شب دوم حکایات پیر و دو سگش و همچنین حکایت پیر و استر بیان می شود و در شب سوم حکایت صیاد تعریف می شود
جاکتابیشب اول - حکایت بازرگان و عفریت
داستانی به نقل از پادشاهی، با عنوان شهریار (پادشاه) و روایتگر آن شهرزاد (دختر وزیر) است. اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد و داستانهای آن را از ریشهٔ…