Latest / AbdiMedia | عبدی مدیا

نوستالژیک | قصه ظهرجمعه | انارهای باغ تاقان بای
اگر اهل کتاب هستی کتابخونه عبدی مدیا برای شما جذاب و مفیده. از لینک زیر میتونید توی کانال کتابخونه عبدی مدیا عضو بشید
https://castbox.fm/channel/id6754333
دایان، نان شیرمالی برداشت و از خونه بیرون رفت. از جاده مالرو گذشت و سوتی زد و سگی اومد و کنارش نشست. اون هر روز از غذای خودش به سگ میداد و سگ انگار هر روز منتظر رسیدن دایان بود.
... دایان دلش میخواست که اون سگ مال خودش بشه و برای همیشه ازش نگهداری کنه. اما اون سگ برای تاقان بای بود. اون مرد ثروتمندی بود که همه اهالی روستا براش کار میکردن. انبارش همیشه پر بود و درختهای بسیاری داشت. اما از اموالش به کسی چیزی نمیداد. تاقان بای به کارگراش…
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.