
شب های 813 تا 821 - ادامه ی حکایت حسن بصری و نورالسنا
در شب های قبل تا آنجا شنیدیم که ملکه نورالسنا وقتی شنید فرزندانش در نزد خواهرش هستند بسیار ترسید و عجوز از این حالت متعجب شد
حالا بشنویم ادامه ی حکایت را
........
دوستان خوبم یادتون نره نظراتتون رو برام بنویسید
ضمنا صفحه نقاشی هام در اینستاگرام را می تونید با این آیدی دنبال کنید
@art_sayehmeshki
.......
همچنین در همین اَپ دو کانال دیگر نیز دارم به نام های (رمانکده) و کتاب صوتی
bookcast
که داستان ها و رمان های زیبا و شنیدنی گویش کردم
امیدوارم گوش کنید و لذت ببرید
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.