Latest / AbdiMedia | عبدی مدیا

نوستالژیک | قصه ظهرجمعه | آخرین قطار کریسمس
اگر اهل کتاب هستی کتابخونه عبدی مدیا برای شما جذاب و مفیده. از لینک زیر میتونید توی کانال کتابخونه عبدی مدیا عضو بشید
https://castbox.fm/channel/id6754333
مای هیل یتیم بود و در مغازه ی آقای کوکلن کار می کرد. آقای کوکلن به او گفته بود که اگر خوب کار کنی، جانشین من میشوی... مردم برای تعطیلات کریسمس به مغازه می آمدند و خرید می کردند و مای هیل بهخاطر تنهاییاش غصه میخورد. او خانهای نداشت، اما دلش میخواست با آخرین اتوبوسی که میآید به زادگاهش برود. پس بقچهاش را آماده کرد و آن را از چشم آقای کوکلن پنهان کرد. بعد از رفتن آقای کوکلن، به همراه جیم به راه افتاد. جمعیت زیادی کنار اتوبوسها بودند…
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.