
شب های 800 تا 805 - ادامه ی حکایت حسن بصری و نورالسنا
در شب های قبل تا آنجا شنیدیم که دخترک بزرگ به خواهرانش می گوید که عمویشان خیلی وقت است نیامده و به آنها سر نزده پس عم خود را احضار می کند تا از او برای حسن کمک بگیرد
حالا بشنویم ادامه ی حکایت را
........
دوستان خوبم یادتون نره نظراتتون رو برام بنویسید
ضمنا صفحه نقاشی هام در اینستاگرام را می تونید با این آیدی دنبال کنید
@art_sayehmeshki
.......
همچنین در همین اَپ دو کانال دیگر نیز دارم به نام های (رمانکده) و کتاب صوتی
bookcast
که داستان ها و رمان های زیبا و شنیدنی گویش کردم
امیدوارم گوش کنید و لذت ببرید
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.