Latest / Radio Hekayat | رادیو حکایت

ملخ-هوشنگ گلشیری
سه جوان قصد می کنند به جرکان بروند، کافه چی سه جوان بومی را که پس از جمع کردن قاسنی از آباده به ایشوم آمده اند با آنها همراه می کند تا راهنمای مسیرشان باشند. آغاز داستان با راه افتادن این ۶ نفر شکل میگيرد، صبح راه می افتند، ساکها را در خورجین خرها میگذارند، راوی به جوانها مشکوک است، سوال و جوابهایی در طول مسیر شکل میگیرد، به چشمه که میرسند آب میخورند هواپیمایی میگذرد، راوی ملخی پیدا می کند و در جیب میگذارد...اشاره هایی به قانون یکجا نشین کردن عشایر و خلع سلاح کردن آنها در دوران پهلوی اول هم در داستان وجود دارد.اگر ایرادی در ادای لهجه های ترکی و اصفهانی در روایت داستان وجود دارد، پيشتر…
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.