Latest / AbdiMedia | عبدی مدیا

نوستالژیک | قصه عصر جمعه | قلعهی شاه مال منه
اگر اهل کتاب هستی کتابخونه عبدی مدیا برای شما جذاب و مفیده. از لینک زیر میتونید توی کانال کتابخونه عبدی مدیا عضو بشید
https://castbox.fm/channel/id6754333
ظهر یک روز پاییزی بود و ناهار اشکنه داشتیم. با عجله غذامو خوردم که به مدرسه برم. تو راه هم لواشک خریدم و مشغول خوردن شدم و دیر رسیدم....
زنگ مدرسه خورده بود و من به روی خودم نیاوردم و داشتم میرفتم سر کلاس که مشباقر از پشت یقهمو گرفت. وقتی دید دارم لواشک میخورم، خیلی عصبانی شد. دست کرد توی جیبم و بقیهی لواشکها رو بیرون آورد و در حالیکه گوشمو میپیچوند، گفت: دیگه از این آشغالا نخور و لواشکها رو انداخت بالای پشت بوم مدرسه…
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.