Latest / AbdiMedia | عبدی مدیا

نوستالژیک | قصه ظهرجمعه | شب یلدا
اگر اهل کتاب هستی کتابخونه عبدی مدیا برای شما جذاب و مفیده. از لینک زیر میتونید توی کانال کتابخونه عبدی مدیا عضو بشید
https://castbox.fm/channel/id6754333
مش صابر روی پلههای خونه قدیمیش نشسته بود. سوز و سرمایی میومد و برای لحظهای آروم میشد. مش صابر کیسه توتونی از جیبش درآورد تا چپق بکشه. رقیه خاتون از راه رسید و گفت: چه کار می کنی؟
... امروز یه عالمه کار داریم و تو مشغول چپق کشیدنی؟ مش صابر جواب داد: فکر کردی من بیکار نشستهام؟ امشب باید برای بچه ها یه قصه ی جدید بگم. آخه امشب طولانیترین شب ساله و بچهها حتما پای کرسی جمع میشن.
رقیه خاتون ادامه داد که کرسی سرد به چه دردی میخوره؟ همین حالا…
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.