
شب های 975 تا 978 - ادامه ی حکایت قمرالزمان و گوهری
در شب های قبلی تا آنجا شنیدیم که گوهری زن خود را به عنوان کنیز در خانه ی بازرگان دید و به شک و دودلی افتاد اما وقتی به خانه برگشت زن خود را در آنجا یافت و نفهمید که زنش با او چه حیلت کرده بود
و اکنون بشنویم ادامه ی حکایت را
........
دوستان خوبم یادتون نره نظراتتون رو برام بنویسید
ضمنا صفحه نقاشی هام در اینستاگرام را می تونید با این آیدی دنبال کنید
@art_sayehmeshki
.......
همچنین در همین اَپ دو کانال دیگر نیز دارم به نام های (رمانکده) و کتاب صوتی
bookcast
که داستان ها و رمان های زیبا و شنیدنی گویش کردم
امیدوارم گوش کنید و لذت ببرید
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.