skinny.

Latest / AbdiMedia | عبدی مدیا

نوستالژیک | قصه ظهرجمعه | کیسه توتون مادربزرگ

اگر اهل کتاب هستی کتابخونه عبدی مدیا برای شما جذاب و مفیده. از لینک زیر میتونید توی کانال کتابخونه عبدی مدیا عضو بشید

https://castbox.fm/channel/id6754333

نرو، تو بوی توتون میدی. اما من توتون همراهم نداشتم و این موضوع همیشه منو متعجب می‌کرد.

. من کلی اصرار می کردم که دست از سرم برداره، غافل از اینکه مادربزرگ منو دوست داشت و به این بهانه می خواست من بیشتر کنارش بمونم و منو در آغوش می‌گرفت.

مادربزرگ می گفت که من خیلی شبیه پدرم هستم و به من محبت می کرد. کیسه توتون مادربزرگ یادگار پدرم بود و اون در جنگ کشته شده بود. عاقبت تو یکی از روزای تابستون مادربزرگ مرد. دکتر می گفت که اون به خاطر توتون…

The skinny

The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.