
شب های 806 تا 812 - ادامه ی حکایت حسن بصری و نورالسنا
در شب های قبل تا آنجا شنیدیم که عجوز ام الدواهی خواست که به حسن کمک کند و او را به زنش برساند اما به او گفت که این مسیر بسی خطرناک است و هفت ماهه مسافت است تا به جزیره ی واق برسیم
حالا بشنویم ادامه ی حکایت را
........
دوستان خوبم یادتون نره نظراتتون رو برام بنویسید
ضمنا صفحه نقاشی هام در اینستاگرام را می تونید با این آیدی دنبال کنید
@art_sayehmeshki
.......
همچنین در همین اَپ دو کانال دیگر نیز دارم به نام های (رمانکده) و کتاب صوتی
bookcast
که داستان ها و رمان های زیبا و شنیدنی گویش کردم
امیدوارم گوش کنید و لذت ببرید
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.