
شب های 933 تا 936 - ادامه ی حکایت ابوقیر و ابوصیر
در شب هایی که گذشت تا آنجا شنیدیم که در کشتی ابوصیر دلاکی می کرد و ابوقیر فقط استراحت می کرد و قبطان کلی غذا به ابوصیر داد و گفت که اینها را برای رفیقت نیز ببر
و حال بشنویم حکایت را
........
دوستان خوبم یادتون نره نظراتتون رو برام بنویسید
ضمنا صفحه نقاشی هام در اینستاگرام را می تونید با این آیدی دنبال کنید
@art_sayehmeshki
.......
همچنین در همین اَپ دو کانال دیگر نیز دارم به نام های (رمانکده) و کتاب صوتی
bookcast
که داستان ها و رمان های زیبا و شنیدنی گویش کردم
امیدوارم گوش کنید و لذت ببرید
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.