skinny.

Latest / پادکست عدن

شهری که با دعای یک برده نجات پیدا کرد | داستان واقعی که غرور را می‌شکند

شهری که با دعای یک برده نجات پیدا کردداستان واقعی که غرور را می‌شکند.در شهری خشکسالی شدیدی آمد. مردم بارها دعا کردند، اما بارانی نبارید در میان آنان، مردی سیاه‌چهره و فقیر بود؛ برده‌ای که کسی به او توجهی نداشت و مقامی در جامعه نداشت.اما وقتی او با دلی شکسته و اخلاص دست به دعا برداشت، آسمان گشوده شد و باران رحمت الهی بارید.این داستان یادآور یک حقیقت بزرگ است:مقام و ظاهر انسان‌ها نزد خدا ارزشی ندارد آنچه ارزشمند است، پاکی دل و صداقت در بندگی است.| گوینده: استاد عبداللطیف محمدی| تهیه، تدوین و نشر: نشیدهای محمدی

The skinny

The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.