skinny.

Latest / جاکتابی

شب های 794 تا 799 - ادامه ی حکایت حسن بصری و نورالسنا

در شب های قبل تا آنجا شنیدیم که حسن بصری خواست به نزد خواهران خود رود و به مادر وصیت کرد که ملکه از خانه خارج نشود و بخصوص نداند که پرش را در کجا پنهان کردند

حالا بشنویم ادامه ی حکایت را

........

دوستان خوبم یادتون نره نظراتتون رو برام بنویسید

ضمنا صفحه نقاشی هام در اینستاگرام را می تونید با این آیدی دنبال کنید

@art_sayehmeshki

.......

همچنین در همین اَپ دو کانال دیگر نیز دارم به نام های (رمانکده) و کتاب صوتی

bookcast

که داستان ها و رمان های زیبا و شنیدنی گویش کردم

امیدوارم گوش کنید و لذت ببرید

The skinny

The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.