skinny.

Latest / رادیو فیکشن (داستان)

قصه های من و بابام - پادکستری

هنوز خودم دقیق نمی‌دونم یعنی چی، ولی خب، نصف آدم‌هایی که الان پادکست دارن هم دقیقاً نمی‌دونن دارن چی کار می‌کنن. تفاوتش اینه که اونا میکروفون گرون‌تر دارن.اصلاً این روزها هر کی دو تا صندلی بذاره روبه‌روی هم، یه میکروفون وسطشون قرار بده و از دوستش بپرسه «نظرت دربارهٔ زندگی چیه؟»، فرداش می‌شه مرجع فکری جامعه.یه نفر که تا دیروز توی گروه واتساپ فامیل فقط استیکر صبح بخیر می‌فرستاد، امروز پادکست زده دربارهٔ تروماهای کودکی!داداش، تو هنوز رمز وای‌فای خونهٔ مامانت رو از خودش می‌پرسی؛ چه تروماهایی رو می‌خوای تحلیل کنی؟!ولی منم گفتم چرا که نه؟ منم حرف دارم. تجربه دارم. درد دارم. کلی حرف نگفته دارم.البته…

The skinny

The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.