
قوم تو قوم من و خدای تو خدای من!
اما کتاب روت، ماجرای متفاوتی نقل شده در کتاب مقدس است. خشکسالی در سرزمین اسراییل زیاد شدت داشت که الیمیلک با خانواده اش مجبور میشوند منزل را ترک کرده و کوچ کنند. بعد نعمومی خانم الیملیک متحمل با سختیهای فروانی روبرو میشود. او وقتی سرزمین خود را ترک میگفت، شوهر و فرزندان و امنیت داشت که بعدا همه مردند. روت خشو خود نعومی را دوست داشت. او که به تازگی بیوه شده بود از نعومی درخواست کرد که بگذارد هرجا که میرود با او همراه باشد. او از ته دل گفت: قوم تو، قوم من و خدا تو، خدای من خواهد بود!. کتاب روت داستان فیض خدا در شرایط سخت نیز هست. ماجرای روت طی دوره داوران اتفاق افتاد، دوره ای که مشخصه آن…
The skinny
The skinny isn't ready yet — notes appear once the transcript is processed.